خانه >> سبک زندگی >> روانشناسی >> آيا عشق ، فريب است!؟
. .

آيا عشق ، فريب است!؟

آيا عشق ، فريب است!؟ , روانشناسی

آيا عشق ، فريب است!؟

در خيابان قدم مي‌زدم كه پشت يك ماشين باري اين جمله را ديدم. اول تعجب كردم. دوباره نگاه كردم ولي جمله همان بود.به راستي چه چيزي باعث شده بود اين چنين باوري پيدا كند…
آن هم در روزگاري كه داستان‌ها، اشعار و مطالب زيادي درباره عشق و عاشقي و لزوم عشق ورزيدن نوشته مي‌شود.
به راستي عشق، چيست؟ آيا هنر است، مانند زيستن كه يك هنر است يا احساس مطبوعي است كه درك آن بستگي به بخت آدمي دارد. آيا عشق، فريب است، هديه‌اي است از جانب پروردگار يا اوهام و يا شايد واكنش شيميايي يا فيزيولوژيكي …
اريك فروم مي‌گويد: “در جهان هيچ فعاليتي وجود ندارد كه مانند عشق، با چنين اميدها و آرزوهاي فراواني شروع شود و بدين‌سان همواره به شكست بينجامد، اگر اين وضع در كارهاي ديگر پيش مي‌آمد، مردم مشتاقانه به دنبال دلايل شكست مي‌رفتند تا راه ترميم آن را ياد بگيرند يا به كلي از آن صرف‌نظر مي‌كردند.”
عشق در همه جوامع به طور يكسان تعريف نمي‌شود. در يك طرف جوامعي قرار دارند كه جذابيت عشقي را نابهنجاري يا مصيبت تلقي مي‌كنند، در طرف ديگر جوامعي قرار دارند كه ازدواج بدون عشق را ديوانگي مي‌دانند. جامعه آمريكاي شمالي تمايل دارند به عشق اهميت دهند، در ژاپن و چين، سعي بر اين است كه عشق را پديده‌اي بيهوده و زايد به حساب آورند.
عشق به صورت‌هاي مختلف تعريف شده است برخي روان‌شناسان آن را هيجان خاصي كه از كشش خود به خودي نسبت به يك شخص معين حاصل مي‌شود، توصيف مي‌كنند. به عقيده برخي هم‌چون ميكاييل آر.ليوبووتيز (Michaelr.liebowitz) عشق بر پايه‌اي استوار است كه ماهيت شيميايي منحصر به فرد دارد، اين پايه مي‌تواند به فنيل تيلامين (phenylthylamine) مربوط باشد، كه به مقدار زياد در برخي مراكز مغز تهيه مي‌شود، زنجيره‌اي از فعاليت‌هاي عصبي – شيميايي ايجاد مي‌كند و بر اثر آن احساسي شبيه آن‌چه آمنتامين‌ها توليد مي‌كند به وجود مي‌آيد. در اين ميان اين رويدادها، عشق قوي‌ترين عامل فعال‌كننده مراكز لذت مغز است. عشق ممكن است به توليد يك احساس فراتر نيز كمك كند، احساسي كه انسان خود را فراتر از زمان، مكان و جسم خود مي‌يابد.
عده‌اي ديگر سعي كرده‌اند به عشق معناي روان‌شناختي بدهند، كه در آن صورت اصطلاح عشق حالت بهت‌زدگي را تعيين مي‌كند كه به تعهد عميق در مقابل شخصي ديگر مربوط مي‌شود. زايك رابين (zick rubin) روان‌شناس اجتماعي در عشق سه عامل تعيين‌كننده تشخيص داده است: دلبستگي، فداكاري و صميميت. در دورنمايي مشابه روبرت اشترن‌برگ (robert Sternberg) نيز، براي عشق يك نظريه سه عنصري پيشنهاد مي‌دهد: صميميت، هوس و تعهد، اين سه عنصر با شدت‌هاي متغير توليد مي‌شوند و عشق‌هاي مختلف را به وجود مي‌آورند.

آيا عشق ، فريب است!؟ , روانشناسی

از ديدگاه اريك فروم عشق يك عمل است. عمل به كار انداختن نيروهاي انساني است كه تنها در شرايطي كه شخص كاملا آزاد باشد، نه تحت زور و اجبار، آن‌ها را به كار مي‌اندازد. از ديدگاه او عشق فعال بودن است، نه فعل‌پذيري؛ پايداري است، نه اسارت. در عشق تضادي جالب است، عاشق و معشوق يكي مي‌شوند و در عين حال از هم جدا مي‌مانند. اريك فروم اعتقاد دارد كه خصيصه فعال عشق را مي‌توان چنين بيان كرد كه عشق در درجه اول نثار كردن است نه گرفتن و معتقد است كه نثار كردن از دريافت كردن بهتر است نه به سبب اين‌كه ما به محروميتي تن مي‌دهيم، بلكه به اين دليل كه شخص در عمل نثار كردن زنده بودن خود را احساس مي‌كند. او هم‌چنين براي عشق عناصر اساسي ديگري هم‌چون دلسوزي، مسووليت، احترام و دانايي را قايل مي‌شود و در توصيف بهترين نوع عشق مي‌نويسد: عشق كودكانه از اين اصل پيروي مي‌كند كه: “من دوست دارم، چون دوستم دارند.” عشق پخته و كامل مي‌گويد: “مرا دوست دارند، چون دوست دارم.” عشق نابالغ مي‌گويد: “من تو را دوست دارم، براي اين‌كه به تو نيازمندم” و عشق رشد يافته مي‌گويد: “من به تو نيازمندم، چون دوستت دارم.”

يكي از روان‌شناسان به نام ساليوان نيز معني عشق و دلدادگي را چنين مي‌نويسد: “دلدادگي وضعي است بين دو شخصي كه به آن‌ها امكان مي‌دهد تا متقابلا ارزش اجزاي شخصيت‌هاي خود را اثبات كنند. اثبات اعتبار و ارزش متقابل به نوعي ارتباط نياز دارد كه من آن را اشتراك مساعي مي‌نامم كه مقصود از آن سازگاري رفتار يك طرف با نيازهاي طرف ديگر به منظور رسيدن به يگانگي بيشتر، يعني رضامندي دو جانبه و حفظ و ادامه ايمني و اقدامات مشابه است.”

راسل نيز براي عشق معني و نقش مهمي را قايل شده است و مي‌گويد: “من به عشق به مانند يكي از مهم‌ترين امور زندگي انسان‌ها مي‌نگرم. در نظرم هر سيستمي كه پيشرفت آزادانه عشق را ضروري نداند، آن سيستم نامتناسب و نامطلوب است، عشق تنها دلالت بر روابط بين دو جنس مخالف نيست، بلكه داراي هيجان‌ و تحركات قابل ملاحظه است و همان‌قدر كه رابطه جسمي بين دو نفر برقرار است، رابطه رواني و روحي نيز وجود دارد.

با اين همه اوصاف به راستي عشق چيست؟ اين سه حرفي كه نمي‌توان براي آن تعريف مشترك و قابل قبولي پيدا كرد. عشق براي برخي مردم عبارت است از يك حالت بي‌قراري فيزيولوژيك كه بر اثر تحريك‌هاي جنسي، شور، اضطراب، احساسات، گنهكاري، تنهايي، خشم، ابهام و ترس به وجود مي‌آيد و اگر اين واكنش‌هاي فيزيولوژيك نامشخص، عشق به حساب مي‌آيند، به اين خاطر است كه مردم آن‌ها را عشق نامگذاري كرده‌اند. ويژگي عشق اين است كه كل آگاهي عاشق در زير سلطه معشوق، كسي كه منحصر به فرد و كاملا متفاوت از ديگران به چشم او مي‌آيد، قرار مي‌گيرد. عشق كه فرد را از نظر رواني – عاطفي بسيار حساس مي‌كند، خطاي ادراكي نامحدود و ابدي ايجاد مي‌كند، عاشق تمام ويژگي‌هاي معشوق را بي‌مانند، نامحدود و جاودانه مي‌پندارد ولي به نظر مي‌رسد كه عوامل زيادي مي‌توانند عشق را شعله‌ور كنند، روشن نگه دارند يا به خاموشي بكشانند. شخص به دلايل گوناگوني به سوي معشوق و همسر كشانده مي‌شود، يكي از اين دلايل ممكن است جاذبه جسمي خالص باشد كه معمولا در برقراري رابطه‌اي موقتي موثر است، دليل ديگر ممكن است آرزوي يافتن معشوق بي‌عيب و نقص باشد كه خصوصيات او يادآور ويژگي‌هاي دلخواه اولين شخص يا فرد مهمي از زندگي گذشته او خواهد بود كه در عين حال منبع محبتي براي او به شمار مي‌رفته‌ است.
عشق از ديدگاه مولوي نيز معناي متفاوتي پيدا مي‌كند، از ديدگاه او سخت‌رويي از پيامدهاي عشق‌ورزي از ويژگي‌هاي عاشقان است. او معتقد است كه عاشقان در منزلتي برتر از عاقلان و در جايگاهي فوق عقلانيت قرار دارند و عقل را ياراي فهم جلوه‌هاي عاشقانه نيست و زبان و كلام را نيز توان وصف آن حالاتي نيست كه تجربه مي‌شود. از اشعار محمد بلخي اين گونه استنباط مي‌شود كه عاشقان پيوسته در نشاط و شادماني‌اند، غم و شادي آن‌ها فارغ‌ از برداشت‌هاي معمول است، آن‌ها غم‌هاي خود را فرصتي براي تعالي تلقي مي‌كنند. دلبردگي و دلدادگي آن‌ها به معشوق، مستقل از قهر و لطف اوست و آن‌ها آن‌قدر به هدف و مقصود خود احساس تعهد مي‌كنند كه سمت و سوي‌شان فقط به جانب اوست و از هر چه غير اوست روي برمي‌گردانند و جز او هيچ چيز را شايسته توجه مستقلانه نمي‌دانند.

منبع: مجله موفقیت – عادل مخبري

به این مطلب امتیاز دهید
[تعداد: 0 میانگین: 0]
کانال تلگرام آریاهوم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 2 =

*