پورتال خبری تفریحی

داستان ضرب المثل حرف های بند تنبونی

0 0

داستان ضرب المثل حرف های بند تنبونی

داستان ضرب المثل حرف های بند تنبونی , ضرب المثل

داستان ضرب المثل حرف های بند تنبونی

در زمان امیر کبیر هرج و مرج در بازار به حدی بود که که هر کس در مغازه اش از همه نوع جنسی می فروخت. به دستور امیر کبیر هر کسی ملزم به فروش اجناس هم نوع با یکدیگر شد، مثلا پارچه فروش فقط پارچه، کوزه گر فقط کوزه و همه به همین شکل.

پس از مدتی به امیر کبیر خبر دادند شخصی به همراه توتون و تنباکو، بند تنبان، هم می فروشد، امیر کبیر دستور داد او را حاضر کردند و از او دلیل کارش را پرسیدند، آن شخص در جواب گفت: کسی که تنباکو از من می خرد ممکن است هنگام استعمال به سرفه بیافتد و در اثر این سرفه بند تنبانش پاره شود. لذا من بند تنبان را به همراه تنباکو می فروشم.

از آن زمان کار و حرف بی ربط را به حرفهای بند تنبونی مثال می زنند.

 

گنجینه ضرب المثل ها:

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 + پانزده =